العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
131
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
فرمان سجده كردن داشت بر آدم و اختلاف دارند كه فرشته بود يا نه ؟ و ظاهر آنست كه خدا تعالى بىواسطه با ابليس گفتگو كرده و هم ابليس با خدا و چگونه شده است كه ابليس سر و سرور كفر با خدا هم سخن شود كه اعظم و اشرف درجات است و شايد پاسخش اين باشد كه هم سخنى با خدا اعظم مناصب است هر گاه با ارجمندى و احترام باشد نه بر سبيل اهانت و خوار كردن . « فَاخْرُجْ مِنْها » بيضاوى 1 : 648 - تفسيرش گفته : يعنى بيرون رو از آسمان يا بهشت يا از گروه فرشتهها كه تو رانده شدى از نيكى و ارجمندى و سزاوار سنگباران يا شهاب سوزانى و در اين تهديد پاسخ شبهه او هست ، و اين لعن بر تو باد تا روز جزا كه بپايان رسد چون مناسب دوران تكليف است نه دوران جزاء و گفتند : در رستاخيز جارچى لعنتى بر ستمكاران كند كه اين لعن در برابر آن فراموش گردد . گفتند اين اندازه از نظر مردم تعبير شده كه دور تر از آن تصور نكنند ، گفتند در آن روز عذابى كشد كه لعن را فراموش كند و بىاثر شود و گفت پروردگارا مرا مهلت بده تا روزى كه مبعوث شوند خواست فرصت اغواء يابد و رهائى از مرگ زيرا پس از رستاخيز مرگ نيست و در نخست اجابت شد و در دومى نه ، فرمود تو ميمانى تا روز وقت معلوم كه نامبرده است براى مرگ تو نزد خدا يا براى انقراض بشر سراسر كه نفخه نخست صور است نزد جمهور و بسا مقصود از هر سه همان روز قيامت باشد و اختلاف تعبير باختلاف اعتبار است ، روز جزاء است براى آنچه گذشت ، روز بعث است كه تكليف برافتد و گمراهى نباشد ، و روز معلوم است كه از اين دو جمله دانسته شده ، و از آن برنيايد كه نميرد زيرا بسا در آغاز روز بعث بميرد ، و مردم در ميان آن مبعوث شوند . « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي » يعنى سوگند باغوايت كه آرايش دهم براشان هر آنچه در زمين است و آنها را بهر گناهى كشانم كه دنيا آماده براى فريب است كه فرموده « او جاودانى خواست در زمين - 175 - الاعراف »